آروینآروین، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 23 روز سن داره

آروین من

زمان

1404/5/18 12:26
نویسنده : مامان آروین
110 بازدید
اشتراک گذاری

انگار همین چند ماه پیش بود که تا توی هوای این دنیا شروع به نفس کشیدن کردی با گریه هات اتاق عمل رو گذاشتی روی سرت و تا آوردنت کنار صورتم و صدام رو شنیدی ساکت شدی و گوش دادی. از همون اول خیلی هوشیار بودی. انگار همیشه همونی بودی که دلم می خواست. همیشه خواستنی ترین بودی برام . امشب دلم برات خیلی تنگه می دونم داره بهت خوش می گذره ولی سه روز پیش رفتی خونه ایتن که با اون و مامان و باباش و چند تا دیگه از دوستاتون برید کمپ. هنوز از کمپ برنگشته با رسام قرار گذاشتی که برید لوس آنجلس پیش دوستای کمپیتون. حتی دیگه خونه هم نیومدی چون اونوقت من دوباره باید صبح خیلی زود یک ساعت رانندگی می کردم. 

یادمه سه سال پیش که به این شهر اومدیم چقدر همه چیز برخلاف انتظار من و تو سخت بود. تو چند بار بدجوری ضربه خوردی ولی با همون سن کمت و در اوج دوران پرتلاطم نوجوونی راهت رو پیدا کردی و مثل همیشه همونی شدی که من می خواستم حتی قوی تر و پخته تر. سه سال شد که به این شهر جابجا شدیم ولی چه سه سال پر فراز و نشیبی من و تو داشتیم. خدا رو همیشه شکر می کنم بخاطر همه آنچه که به من در این زندگی داده. الان که اینجا هستم بجز تندرستی چیز دیگه ای از خدا برای خودم نمی خوام ولی برای دیگران چرا خیلی ... ته دام آشوبه نه برای خودمون که کنار تو و بابات خوشبخت ترینم. کلی برای برآورده شدن دعایی که سالها منتظرشم دستم به سوی آسمون بوده. امید که خدا صدا رو شنیده باشه. نمی دونم ماه دیگه که اینو می خونم چه اتفاقی افتاده ولی امیدوارم خدا باز هم به من قدرت بده. 

عشق من، آٰوین من، زود برگرد دلتنگی سخته و انگار این دو روز قراره خیلی دیر بگذره. 

اما نه دیرتر از اون ۱۲ روزی که توی ایران جنگ بود که هر لحظه اش کابوس بود. اهورامزدا ایران را از دروغ، خشکسالی و جنگ در امان دارد. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آروین من می باشد